رد شدن به محتوای اصلی

آمار

کل جمعیت تحت پوشش صندوق‌های بیمه‌ای کشور

ضریب پوشش بیمه‌ای (نسبت جمعیت تحت پوشش صندوق‌ها به جمعیت کل کشور): ٪۷۰٫۰۲

ضریب نفوذ بیمه‌ای (نسبت بیمه شدگان اصلی به جمعیت شاغلین کشور): ۷۵٫۲۰٪

جمعیت تحت پوشش صندوق‌های بیمه‌ای کشور (ارقام به هزار نفر است)

عنوان سازمان/صندوق بیمه‌شدگان اصلی مستمری‌بگیران اصلی تعداد کل تبعی کل تحت پوشش ضریب پوشش*
سازمان تأمین اجتماعی ۱۴٬۵۸۴٬۸۰۱ ۴٬۲۲۸٬۸۹۹ ۲۵٬۷۲۹٬۰۸۴ ۴۴٬۵۴۲٬۷۸۴ ۷۵٫۴۵٪
صندوق بازنشستگی کشوری ۹۷۹٬۲۴۶ ۱٬۵۰۷٬۰۴۸ ۳٬۷۹۷٬۶۰۶ ۶٬۲۸۳٬۹۰۰ ۱۰٫۶۴٪
صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر ۱٬۲۸۸٬۴۶۷ ۱۳۱٬۳۳۱ ۲٬۱۵۶٬۰۹۸ ۳٬۵۷۵٬۸۹۶ ۶٫۰۶٪
سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح ۵۹۵٬۰۰۰ ۷۰۰٬۰۰۰ ۱٬۸۲۰٬۰۰۰ ۳٬۱۱۵٬۰۰۰ ۵٫۲۸٪
سایر صندوق‌ها ۳۶۲٬۶۲۹ ۳۳۰٬۰۸۶ ۸۲۷٬۷۷۱ ۱٬۵۲۰٬۴۸۹ ۲٫۵۸٪
جمع کل صندوق‌ها ۱۷٬۸۱۰٬۱۴۳ ۶٬۸۹۷٬۳۶۴ ۳۴٬۳۳۰٬۵۵۹ ۵۹٬۰۳۹٬۰۶۶

صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد در حال حاضر ۸۵ هزار نفر بازنشسته بطور مستقیم و با احتساب اعضای خانواده آن‌ها بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر به عنوان عضو وابسته داشته و از حدوداً تعداد ۱۲ هزار نفر (کارکنان واحدهای معدنی و صنعتی، فولادی و ستادی) به عنوان مشارک حق بیمه دریافت می‌نماید.



سهم سازمان تامین اجتماعی از کل صندوق‌های بیمه‌ای کشور



جمعیت تحت پوشش بیمه‌ای سازمان تأمین اجتماعی و نسبت آن به جمعیت کل کشور (ارقام به هزار نفر است)

سال بیمه‌شدگان اصلی و تبعی مستمری‌بگیران اصلی و تبعی تحت پوشش جمعیت کل کشور ضریب پوشش*
۱۳۹۲ ۳۴٬۳۰۰ ۴٬۸۰۰ ۳۹٬۰۹۹ ۷۶٬۹۴۲ ۵۰٫۸٪
۱۳۹۳ ۳۵٬۱۵۱ ۵٬۱۴۱ ۴۰٬۲۹۲ ۷۷٬۸۵۶ ۵۱٫۸٪
۱۳۹۴ ۳۵٬۹۹۶ ۵٬۳۸۵ ۴۱٬۳۸۱ ۷۸٬۷۷۳ ۵۲٫۵٪
۱۳۹۵ ۳۵٬۷۱۳ ۵٬۷۲۰ ۴۱٬۴۳۳ ۷۹٬۶۸۶ ۵۲٫۰٪
۱۳۹۶ ۳۶٬۳۰۲ ۶٬۰۷۷ ۴۲٬۳۸۰ ۸۱٬۰۷۰ ۵۲٫۳٪
۱۳۹۷ ۳۶٬۴۴۵ ۶٬۵۱۶ ۴۲٬۹۶۱ ۸۲٬۰۸۴ ۵۲٫۳٪
۱۳۹۸ ۳۷٬۳۱۴ ۶٬۹۳۶ ۴۴٬۲۴۹ ۸۳٬۰۷۵ ۵۳٫۳٪
۱۳۹۹ ۳۷٬۳۳۳ ۷٬۲۱۰ ۴۴٬۵۴۳ ۸۴٬۰۳۸ ۵۳٫۰٪

*: ضریب پوشش عبارت است از نسبت جمعیت تحت پوشش به کل جمعیت کشور.



تعداد بیمه شدگان به تفکیک جنسیت

سال زن مرد جمع نسبت مرد به زن
۱۳۹۲ ۲٬۴۱۹ ۱۰٬۳۸۹ ۱۲٬۸۰۸ ۴٫۳
۱۳۹۳ ۲٬۴۳۴ ۱۰٬۹۱۱ ۱۳٬۳۴۵ ۴٫۵
۱۳۹۴ ۲٬۴۸۲ ۱۱٬۲۳۰ ۱۳٬۷۱۲ ۴٫۵
۱۳۹۵ ۲٬۵۹۶ ۱۱٬۱۸۴ ۱۳٬۷۸۰ ۴٫۳
۱۳۹۶ ۲٬۶۸۰ ۱۱٬۳۰۳ ۱۳٬۹۸۳ ۴٫۲
۱۳۹۷ ۲٬۷۶۱ ۱۱٬۲۶۸ ۱۴٬۰۲۹ ۴٫۱
۱۳۹۸ ۲٬۸۵۳ ۱۱٬۵۲۰ ۱۴٬۳۷۳ ۴٫۰
۱۳۹۹ ۲٬۸۸۶ ۱۱٬۶۹۸ ۱۴٬۵۸۴ ۴٫۱


سهم تعداد کارگاه‌ها (راست) و کارگران (چپ) براساس بعد کارگاه در سال ۱۳۹۹

 



پست‌های معروف از این وبلاگ

توسعه‌ی بلندمدت و کثرت‌گرایی چینی

پس از یازده سال دوباره به مسئله‌ی پیوند بین توسعه‌ی سرمایه‌داری و اشکال دموکراسی به عنوان بهترین پوشش سلطه‌ی بورژوازی بازمی‌گردیم. در مجموع، فرایندهای مدرنیزاسیون سیاسی موسوم به بهار عربی، تحت تأثیر ویژگی خاص جناح‌های بورژوازی در آن منطقه -که مشخصه‌های آن رشد ناهنجار درآمد و بازی قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی است -تقریباً در همه‌جا شکست خوردند و به سلسله‌ای از بحران‌ها و سه جنگ در لیبی، سوریه و یمن دامن زدند. بُعد جدیدی باید به آن بحث اضافه شود، بحثی که قرار بود طرحی از پیشرفت دو قرن توسعه‌ی سرمایه‌داری و امپریالیستی، در تکمیل بازار جهانی و در توالی سویه‌ها [۱] و درجات [۲] شکل سیاسی دموکراتیکی باشد: به‌روزآوری در مورد چین و اروپا ضروری است. با توسعه‌ی آسیایی، روند ایجاد بازار جهانی، که در بطن پیش‌بینی علمی عظیم «مانیفست» قرار داشت، تکمیل شده، به طوری که اکنون یک قدرت امپریالیستی از آسیا برخاسته است که اندازه‌ی آن در چند دهه‌ی آینده برابر با کل غرب خواهد بود. همان‌طور که در آوریل ۲۰۱۹ عنوان کردیم، چگونه می‌توان «مسئله‌ی چینی دموکراسی امپریالیستی» را در چهارچوب دستاوردهای علمی ما...

تظاهرات برای غزه، میان خودانگیختگی و سوءاستفاده‌ی سیاسی: دیدگاهی انترناسیونالیستی

در هفته‌های اخیر، تظاهرات گسترده‌ای در سراسر ایتالیا درباره‌ی خاورمیانه، غزه و بحران انسانی جاری در فلسطین برگزار شده است. این یادداشت، تأملی است بر تظاهراتی که خود در آن شرکت داشتم و بر پیوند آن با وضعیت خاورمیانه و صحنه‌ی بین‌المللی. این‌که تعداد زیادی از مردم، به‌ویژه جوانان، برای اعتراض به نسل‌کشی، به خیابان‌ها می‌آیند، پدیده‌ای مثبت است. آن‌ها نه جلوی تلویزیون نشسته‌اند و نه در شبکه‌های اجتماعی غرق شده‌اند، بلکه انتخاب می‌کنند در «دنیای واقعی» صدای خود را به گوش همگان برسانند. این امر اهمیت زیادی دارد، زیرا در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که با وجود بمباران روزانه‌ی تصاویر و اخبار تلخ جنگ و کشتار، از نظر سیاسی هنوز بسیار منفعل است. در زندگی روزمره، چه در محیط‌های کاری و محله‌ها، چه در مدارس و دانشگاه‌ها، نشانی از جنبشی چشمگیر دیده نمی‌شود. دیدن هزاران جوان و کارگر در خیابان‌ها نشانه‌ای مثبت است و فرصتی برای پیوند دادن انرژی خام با روشنگری سیاسی سازمان‌یافته و درگیر کردن آنان در مبارزه‌ای انترناسیونالیستی فراهم می‌کند. این تظاهرات دو روح داشت: از یک‌سو اعتراض به کشتار و توحش دولت اسر...

بحران در محور راینلند و ‌دگرسانی آن / گوئیدو لاباربرا

مقدمه‌ی مترجم نوشته‌ی حاضر، تحلیل سیاست خارجی یکی از اصلی‌ترین جریان‌های بورژوازی آلمان است. اهمیت مطالعه و فهم استراتژی بورژوازی برای طبقه‌ی جهانی کارگر در این است که مانع از آن شود که پرولتاریا به بازیچه‌ای در رقابت‌های امپریالیستی تبدیل شود. منظور ما از امپریالیسم تعریف لنین از آن است که به نظر ما با قوت هرچه بیشتری جهان امروزی را توضیح می‌دهد. امپریالیست‌ها برای توجیه رقابت‌های خود برای تصاحب بازار و حوزه‌ی نفوذ از هر مفهومی، حتی مفاهیم متضاد، استفاده می‌کنند: دموکراسی، مقاومت، حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت، حق حاکمیت ملی، مبارزه با تروریسم، و حتی جنگ با فاشیسم. تنها با تحلیل علمی می‌توان پرده‌های ایدئولوژیک را کنار زده و واقعیت رقابت امپریالیستی را مشاهده کرد. «طبقه‌ی ما» برای این‌که به بازیچه‌ی رقابت‌های امپریالیستی بدل نشود باید خود را به سلاح علم مسلح، استراتژی انقلابی خود را تدوین و از استقلال سیاسی خود صیانت کند. برای نمونه در جنگ اوکراین امپریالیسم روسیه برای پیشبرد منافع امپریالیستی خود از «حق خودمختاری خلق دونباس» و کشورهای اروپایی و ...