- ۱۸۸۴
- مارکس و «نویه راینیشه تسایتونگ» ۱۸۴۸-۱۸۴۹
- در آغاز انقلاب فوریه، «حزب کمونیستِ» آلمان [اتحادیه کمونیستها]، همانگونه که آن را مینامیم، تنها از یک هستهٔ کوچک یا واحد کمونیستی ساختار مییافت که به سان هستهٔ یک انجمن مخفی – تبلیغاتی سازمان یافته بود. انجمن، تنها به دلیل نبود آزادیِ انجمن و اجتماعات در آلمان، مخفی بود. علاوه بر انجمنهای کارگری در خارج، که انجمن از آنها نیرو میگرفت، اما در خود کشور، علاوه بر اعضای منفرد در بسیاری مناطق، دارای افزون بر سی مجموعه یا بخش نیز بود. اما این نیروی رزمندهٔ کوچک، دارای رهبری مانند مارکس، یعنی رهبر تراز اولی بود که همگان با خشنودی، رهبری وی را پذیرا بودند. با وجود وی است که این نیرو، برنامهای از اصول و تاکتیکها که امروز نیز از اعتبار بالایی برخوردار است. یعنی «مانیفست کمونیسم» را داراست.
در هفتههای اخیر، تظاهرات گستردهای در سراسر ایتالیا دربارهی خاورمیانه، غزه و بحران انسانی جاری در فلسطین برگزار شده است. این یادداشت، تأملی است بر تظاهراتی که خود در آن شرکت داشتم و بر پیوند آن با وضعیت خاورمیانه و صحنهی بینالمللی. اینکه تعداد زیادی از مردم، بهویژه جوانان، برای اعتراض به نسلکشی، به خیابانها میآیند، پدیدهای مثبت است. آنها نه جلوی تلویزیون نشستهاند و نه در شبکههای اجتماعی غرق شدهاند، بلکه انتخاب میکنند در «دنیای واقعی» صدای خود را به گوش همگان برسانند. این امر اهمیت زیادی دارد، زیرا در جامعهای زندگی میکنیم که با وجود بمباران روزانهی تصاویر و اخبار تلخ جنگ و کشتار، از نظر سیاسی هنوز بسیار منفعل است. در زندگی روزمره، چه در محیطهای کاری و محلهها، چه در مدارس و دانشگاهها، نشانی از جنبشی چشمگیر دیده نمیشود. دیدن هزاران جوان و کارگر در خیابانها نشانهای مثبت است و فرصتی برای پیوند دادن انرژی خام با روشنگری سیاسی سازمانیافته و درگیر کردن آنان در مبارزهای انترناسیونالیستی فراهم میکند. این تظاهرات دو روح داشت: از یکسو اعتراض به کشتار و توحش دولت اسر...