یازده سال پیش، در سرمقالهی «تغییر سیاسی و پوستهی دموکراتیک» [۱] و در مقالهی «بحران و تغییر سیاسی در مرحلهی استراتژیک جدید» ، [۲] برمبنای قوانین سیاسی مشخص شده در «مانیفست»، شروع [جنبشهای] بهار عربی را در قالب پیشرفت توسعهی بلندمدت سرمایهداری و گرایش به دموکراسی، به عنوان «بهترین پوستهی» [۳] بورژوایی، ترسیم کردیم. اجازه دهید به مراحل اساسی آن تحلیلها بازگردیم. تاریخ قرنها توسعهی سرمایهداری علاوه بر اینکه تاریخ تحولات اجتماعیِ طبقاتی است که توسط آن فرایند کشیده شدهاند، [۴] تاریخ اَشکال سیاسیای [۵] است که بورژوازی با آن سلطهی خود را تحکیم میکند. اگر سلسلهی طولانی لحظههای بحران و تحول سیاسی را در راستای محور آن توسعه قرار دهیم، در هر بخش از سرمایهداری جهانی قاعدهمندیهای عام [۶] و ویژگیهای ملّی آن روند را مییابیم. در سطح اجتماعی، ایجاد بازار سرمایهداری، پیشرفت قشربندی [۷] طبقاتی، شکلگیری گروههای صنعتی بزرگ و تمرکزهای مالی بزرگ گواهی بر تغییر عمیق در فرایندهای فروپاشی زندگی روستایی و گسترش شهرنشینی است. به نوبهی خود، با دستخوش توسعه قرار گرفتن کشورهای...
مجلهٔ تحلیل مارکسیستی