مقدمهی مترجم نوشتهای که در پی میآید چند روز پس از آتشبس موقت میان ایران و اسرائیل نوشته شده و سعی در توضیح وضعیت با توجه به روابط بین دولتها دارد. اهمیت این نوشته از آن روست که دیدی واقعبینانه از روابط بینالملل ارائه و نشان میدهند چگونه حقوق بینالملل اسطورههایی بیش و ایدئولوژی لیبرال مانعی برای دیدن واقعیت نیستند و این «قانونِ قدرت» است که تعیینکننده است و نه «قدرتِ قانون». طبقهی کارگر اگر مدعی بدیلی در برابر توحش سرمایهداری حاکم در سطح جهان است، باید بتواند از واقعیات بین قدرتها آگاه باشد تا نهتنها ابزاری در دست بورژوازی داخلی یا خارجی نباشد بلکه بتواند سیاست طبقاتی خود را در کشور، بلکه در مقیاس بینالمللی پیگیری کند. مارکس در نطق افتتاحیهی انجمن بینالملل کارگران (انترناسیونال اول) میگوید توحش جنگهای سرمایهداری «به طبقهی کارگر آموخته است که موظف است به رموز سیاست بینالملل مسلط شود، اقدامات دیپلماتیک دولت خودی را مشاهده کند، و اگر لازم شد با تمامی ابزارهای موجود در برابر آن واکنش نشان دهد.» [۱] ما اصرار داریم که نظریهی امپریالیسم لنین هنوز بهترین ابزار برای تح...
مجلهٔ تحلیل مارکسیستی