پس از یازده سال دوباره به مسئلهی پیوند بین توسعهی سرمایهداری و اشکال دموکراسی به عنوان بهترین پوشش سلطهی بورژوازی بازمیگردیم. در مجموع، فرایندهای مدرنیزاسیون سیاسی موسوم به بهار عربی، تحت تأثیر ویژگی خاص جناحهای بورژوازی در آن منطقه -که مشخصههای آن رشد ناهنجار درآمد و بازی قدرتهای منطقهای و جهانی است -تقریباً در همهجا شکست خوردند و به سلسلهای از بحرانها و سه جنگ در لیبی، سوریه و یمن دامن زدند. بُعد جدیدی باید به آن بحث اضافه شود، بحثی که قرار بود طرحی از پیشرفت دو قرن توسعهی سرمایهداری و امپریالیستی، در تکمیل بازار جهانی و در توالی سویهها [۱] و درجات [۲] شکل سیاسی دموکراتیکی باشد: بهروزآوری در مورد چین و اروپا ضروری است. با توسعهی آسیایی، روند ایجاد بازار جهانی، که در بطن پیشبینی علمی عظیم «مانیفست» قرار داشت، تکمیل شده، به طوری که اکنون یک قدرت امپریالیستی از آسیا برخاسته است که اندازهی آن در چند دههی آینده برابر با کل غرب خواهد بود. همانطور که در آوریل ۲۰۱۹ عنوان کردیم، چگونه میتوان «مسئلهی چینی دموکراسی امپریالیستی» را در چهارچوب دستاوردهای علمی ما...
مجلهٔ تحلیل مارکسیستی