رد شدن به محتوای اصلی

کارزار دروغ‌پردازان

این روزها دنیای سرمایه‌داری کارزاری واقعاً دیوانه‌وار و هیستریک را علیه ما آغاز کرده است، اما به هیچ وجه نباید به ویژه در این موقعیت نگران شد و دلیلی برای نگرانی نیز وجود ندارد. دیروز رفیق چیچرین ترتیبی داد که من خلاصه‌ای از اخبار را در مورد این مسأله دریافت کنم. فکر می‌کنم برای شما نیز جالب باشد. این خلاصه‌ای است از اخبار کارزار دروغ‌پردازان دربارهٔ اوضاع روسیه. رفیقی که این خلاصه را تهیه کرده می‌نویسد، مطبوعات اروپای غربی هرگز تا این اندازه در دروغپردازی افراط نکرده و این چنین درگیر اختراعات عجیب دربارهٔ روسیهٔ شوروی در رسانه‌های عمومی نشده بودند که در این دو هفته مشاهده کرده‌ایم.

از اوایل ماه مارس مطبوعات اروپای غربی سیلی از اخبار دروغین روزانه را دربارهٔ شورش‌ها در روسیه شوروی جاری کرده‌اند: پیروزی ضد انقلاب، پناهنده شدن لنین و تروتسکی به کریمه، اهتزاز پرچم سفید بر فراز کرملین، برپا شدن سنگرها در مسکو و پتروگراد و جاری شدن خون در خیابان‌ها، حملهٔ گروه‌های بی‌شماری از کارگران همه جا به مسکو برای سرنگونی دولت شورایی، پناهنده شدن بودنی به شورشیان، پیروزی ضد انقلاب در تعدادی از شهرهای روسیه (و لیست درازی از این شهرها که کم و بیش همه ایالت را دربر می‌گیرد). دامنه و روش این کارزار،

برنامه‌ریزی همه جانبهٔ دولت‌های هدایت کننده آن را فاش می‌سازند.

در دوم مارس وزارت خارجه از طریق بنگاه خبرگزاری خود این اخبار را غیر محتمل اعلام کرد، ولی بلافاصله بولتنی مبنی بر قیام کرونشتات، بمباران پتروگراد به وسیلهٔ ناوگان کرونشتات و جنگ خیابانی در مسکو را منتشر کرد.

در دوم مارس تمام روزنامه‌های بریتانیایی گزارش‌هایی دربارهٔ شورش در پتروگراد و مسکو را به چاپ رساندند: لنین و تروتسکی به کریمه گریخته‌اند، ۱۴ هزار نفر کارگر در مسکو خواستار تشکیل مجلس مؤسسان شدند، انبار مهمات و ایستگاه راه آهن مسکو-کورسک در دست کارگران شورشی است، منطقه واسیلفسکی اوستروف در پتروگراد کاملاً در دست شورشیان است.

بگذارید از گزارش‌های رادیویی و تلگراف‌های رسیده در خلال چند روز بعد نمونه هایی بیاورم: در سوم مارس کلیشکو از لندن تلگراف زد که رویترز چند شایعهٔ بی‌اساس دربارهٔ قیام در پتروگراد را گرفته به طور ممتد پخش کرده است.

ششم مارس: مایسون خبرنگار برلین به نیویورک تلگرافی مخابره می‌کند با این محتوا که کارگران آمریکایی در انقلاب پتروگراد نقش مهمی ایفا می‌کنند و به این دلیل چیچرین به ژنرال هانکی دستور داده است که مرزها به روی مهاجرین از آمریکا بسته شوند.

ششم مارس: زینویوف به اورانینبام گریخته است، توپخانهٔ سرخ مقر کارگران در مسکو را به توپ بسته است، پتروگراد در محاصره است (تلگراف ازوگیاند).

هفتم مارس: کلیشکو گزارش می‌دهد که بر اساس اخبار از رول در

خیابان‌های مسکو سنگرها برپا شده، روزنامه‌ها از هلسینکی گزارش می‌دهند که گروه‌های ضد بلشویک چرنیگوف را گرفته‌اند.

هفتم مارس: مسکو و پتروگراد در دست شورشیان است، شورش در اودسا، ۲۵ هزار قزاق به سرکردگی سمینوف در سیبری پیشروی می‌کنند، کمیتهٔ انقلابی در پتروگراد کنترل استحکامات و ناوگان را در دست گرفته است (گزارش از مرکز بی‌سیم پولدو در انگلستان).

هفتم مارس: یک چهارم کارخانه‌های پتروگراد شورش کرده‌اند، قیام ضد بلشویک در ولیهینیا به وقوع پیوسته است (از ناون).

هفتم مارس: است، پتروگراد تحت کنترل کمیته انقلابی است روزنامهٔ لومتن به نقل از لندن گزارش می‌دهد، پرچم سفید بر فراز کرملین برافراشته شده است (از پاریس).

هشتم مارس: شورشیان کراسنایاگورکا را تصرف کرده‌اند، بخش‌هایی از ارتش در ایالت پاسکوف شورش کرده‌اند، بلشویک‌ها بشکیری‌ها را بر ضد پتروگراد اعزام کرده‌اند (از پاریس).

دهم مارس: تلگراف کلیشکو: مطبوعات می‌پرسند، آیا پتروگراد سقوط کرده است یا نه. بنا به گزارش های رسیده از هلسینکی، سه‌چهارم پتروگراد تحت کنترل شورشیان است. تروتسکی، و یا بر اساس گزارش‌های دیگر، زینویوف، عملیات را از مرکز خود در توسنا و یا از دژ پیتروپل رهبری می‌کند. بنابر سایر گزارش‌ها، بروسیلوف به فرماندهی کل قوا منصوب شده است.

گزارش‌های رسیده از ریگا حاکی است که در روز نهم مارس پتروگراد به‌جز ایستگاه راه‌آهن تماماً تسخیر شده، ارتش سرخ تا گاچینا عقب‌نشینی کرده، این است شعار اعتصابیون پتروگراد: «مرگ بر شوراها و مرگ بر کمونیست‌ها». وزارت جنگ بریتانیا اعلام می‌کند هنوز روشن نیست که «آیا شورشیان کرونشتات به شورشیان پتروگراد پیوسته‌اند، اما بنا به اطلاعات موجود زینویوف در دژ پیتروپل به سر می‌برد و او آنجا ارتش شوروی را فرماندهی می‌کند.

من از میان انبوه جعلیات در این دوره فقط چند نمونه را برگزیدم: ساراتوف تبدیل به یک جمهوری مستقل ضد بلشویک شده است (ناون، یازدهم مارس). آتش طغیان ضد بلشویکی در شهرهای سواحل ولگا برپا شده (همان منبع). جنگ میان لشکرهای روس‌های سفید و ارتش سرخ در ایالت منیسک ادامه دارد (همان منبع).

پاریس، پانزدهم مارس: لومتن گزارش می‌دهد که تعداد زیادی از قزاق‌های منطقهٔ کوبان و دان شورش کرده‌اند.

ناون در چهاردهم مارس گزارش داد که سواره نظام لشکر بودنی نزدیک اورال به شورشیان پیوست. در زمان‌های مختلف شورش‌هایی در پسکوف، اودسا و سایر شهرها گزارش شده است.

کراسین در نهم مارس تلگرافی زد مبنی بر اینکه خبرنگار واشنگتن تایمز اعلام کرده است که حکومت شوروی نفس‌های آخرش را می‌کشد و بنابراین آمریکا خواهان ایجاد روابط مستحکم با این دولت متزلزل نیست گزارش‌های مختلف به نقل از محافل بانکی آمریکا توضیح می‌دهند که در شرایط فعلی تجارت با روسیه یک قمار خواهد بود.

خبرنگار نیویورکی «دیلی کرونیکل» در چهارم مارس گزارش داد که محافل تجاری و حزب جمهوری‌خواه آمریکا روابط تجاری با روسیه را در زمان فعلی یک قمار ارزیابی می‌کنند. هدف این کارزار دروغ‌پردازان بدون شک نه فقط آمریکا بلکه همچنین نمایندگان ترکیه در لندن و رفراندوم در سیلسیا است.

رفقا، این تصویری کاملاً روشن است: اتحادیهٔ جهانی مطبوعات –در آنجا مطبوعات «آزادند» یعنی ۹۹٪ به وسیلهٔ سرمایه‌داران مالی که صدها میلیون روبل در اختیار دارند هدایت می‌شوند– کارزاری در سطح جهانی در جهت منافع امپریالیسم به راه انداخته‌اند که نیت اصلی آن بی‌اعتبار کردن مذاکره برای توافقات تجاری با بریتانیاست که به ابتکار کراسین آغاز شده بود، همچنین قصد دارند مذاکرات بر سر توافقات تجاری بعدی با آمریکا را همان‌طور که من اعلام کردم در اینجا صورت می‌گیرد و در کنگره نیز به آن اشاره شد تخریب کنند. این نشان می‌دهد که دشمنانی که ما را محاصره کرده‌اند، دیگر قادر به مداخله از طریق جنگ نیستند و اکنون به شورش و تخریب روی آورده‌اند. وقایع کرونشتات نشانگر ارتباط آنان با بورژوازی بین‌المللی است. به هر حال دریافتیم از زاویهٔ عملی آنچه که سرمایه‌داری جهانی بیش از همه چیز از آن وحشت دارد، از سرگیری روابط تجاری است.

لنین

۱۶ مارس ۱۹۲۱

مترجم: آزاده

بخشی از سخنرانی پایانی لنین در کنگرهٔ دهم حزب، جلد ٣٢ مجموعه آثار انگلیسی، صص. ۲۶۷-۲۷۰.

G. V. Chicherin کمیسر امور خارجه بعد از لئون تروتسکی

S. M. Budnenny از فرماندهان نظامی شوروی که در جنگ علیه دنیکین و ورانگل معروف شده بود.

پست‌های معروف از این وبلاگ

جنگ دوازده‌روزه و اسطوره‌ی ان.پی.تی / گوئیدو لاباربرا

مقدمه‌ی مترجم نوشته‌ای که در پی می‌آید چند روز پس از آتش‌بس موقت میان ایران و اسرائیل نوشته شده و سعی در توضیح وضعیت با توجه به روابط بین دولت‌ها دارد. اهمیت این نوشته از آن روست که دیدی واقع‌بینانه از روابط بین‌الملل ارائه و نشان می‌دهند چگونه حقوق بین‌الملل اسطوره‌هایی بیش و ایدئولوژی لیبرال مانعی برای دیدن واقعیت نیستند و این «قانونِ قدرت» است که تعیین‌کننده است و نه «قدرتِ قانون». طبقه‌ی کارگر اگر مدعی بدیلی در برابر توحش سرمایه‌داری حاکم در سطح جهان است، باید بتواند از واقعیات بین قدرت‌ها آگاه باشد تا نه‌تنها ابزاری در دست بورژوازی داخلی یا خارجی نباشد بلکه بتواند سیاست طبقاتی خود را در کشور، بلکه در مقیاس بین‌المللی پیگیری کند. مارکس در نطق افتتاحیه‌ی انجمن بین‌الملل کارگران (انترناسیونال اول) می‌گوید توحش جنگ‌های سرمایه‌داری «به طبقه‌ی کارگر آموخته است که موظف است به رموز سیاست بین‌الملل مسلط شود، اقدامات دیپلماتیک دولت خودی را مشاهده کند، و اگر لازم شد با تمامی ابزارهای موجود در برابر آن واکنش نشان دهد.» [۱] ما اصرار داریم که نظریه‌ی امپریالیسم لنین هنوز بهترین ابزار برای ...

بحران در محور راینلند و ‌دگرسانی آن / گوئیدو لاباربرا

مقدمه‌ی مترجم نوشته‌ی حاضر، تحلیل سیاست خارجی یکی از اصلی‌ترین جریان‌های بورژوازی آلمان است. اهمیت مطالعه و فهم استراتژی بورژوازی برای طبقه‌ی جهانی کارگر در این است که مانع از آن شود که پرولتاریا به بازیچه‌ای در رقابت‌های امپریالیستی تبدیل شود. منظور ما از امپریالیسم تعریف لنین از آن است که به نظر ما با قوت هرچه بیشتری جهان امروزی را توضیح می‌دهد. امپریالیست‌ها برای توجیه رقابت‌های خود برای تصاحب بازار و حوزه‌ی نفوذ از هر مفهومی، حتی مفاهیم متضاد، استفاده می‌کنند: دموکراسی، مقاومت، حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت، حق حاکمیت ملی، مبارزه با تروریسم، و حتی جنگ با فاشیسم. تنها با تحلیل علمی می‌توان پرده‌های ایدئولوژیک را کنار زده و واقعیت رقابت امپریالیستی را مشاهده کرد. «طبقه‌ی ما» برای این‌که به بازیچه‌ی رقابت‌های امپریالیستی بدل نشود باید خود را به سلاح علم مسلح، استراتژی انقلابی خود را تدوین و از استقلال سیاسی خود صیانت کند. برای نمونه در جنگ اوکراین امپریالیسم روسیه برای پیشبرد منافع امپریالیستی خود از «حق خودمختاری خلق دونباس» و کشورهای اروپایی و ...

حزب و امر بی‌سابقه‌ی بحران نظم: دهه‌ی تعیین‌کننده / رناتو پاستورینو

مقدمه‌ی مترجم اهمیت نوشته‌ی پیش رو از این روست که خطوط کلی عمل یک حزب انترناسیونالیست فعال در چند کشور اروپایی را برای سال پیش رو ترسیم می‌کند. در دنیایی که چنان جهانی شده است که حتی کشوری منزوی مانند ایران نیز نمی‌تواند از امواج آن برکنار بماند، نمی‌توان به مواضع و اعمال احزاب انترناسیونالیست بی‌اعتنا بود. ضمناً مواضع احزاب انترناسیونالیست می‌تواند به چپ در ایران کمک کند تا در برابر مسائل مشابه تصمیم درست‌تری بگیرد. برای نمونه، در برابر موج شدید مهاجرستیزی علیه کارگران افغان‌، چپ اگر سکوت کند در این نژادپرستی شریک است. ولی مهم است اعتراض به این موج نژادپرستانه نه از روی دلسوزی، بلکه مبتنی بر اصول اتحاد طبقاتی و تحلیل علمی باشد. یعنی دلیل مخالفت ما با مهاجرستیزی این است که کارگر افغان و کارگر ایرانی هر دو عضوی از طبقه‌ی جهانی کارگر هستند و هر شکلی از مفهوم ملیت و وطن تنها باعث تفرقه بین طبقه‌ی ما می‌شود. از طرف دیگر، جامعه‌ی ایران با مشکل شدید جمعیتی مواجه است این تنها تزویر و دورویی طبقه‌ی حاکم را آشکار می‌کند که از یک‌سو بر جوانی جمعیت تأکید می‌کند و به این بهانه بیشترین فشار را ...